پيام
+
*شهداچفيه داشتندمن چادردارم...من چادرمي پوشم،چادرمثل چفيه محافظ من است.اما چادر از چفيه بهتر است.آنان چفيه مي بستند تا بسيجي واربجنگند.من چادر مي پوشم تازهرايي زندگي کنم...آنان چفيه راخيس مي کردند تا نَفَس هايشان آلوده ي شيميايي نشودمن چادرمي پوشم تااز نفَس هاي آلوده دوربمانم.آنان موقع نماز شب با چفيه صورت خودرامي پوشاندند تا شناسايي نشوندمن چادرمي پوشم تاازنگاه هاي حرام پوشيده باشم...*

پيام رهايي
94/10/20
*:.نرگس بانو.:*
آنان چفيه را سجاده مي کردند و به خدا مي رسيدند... من با چادرم نماز مي خوانم تا به خدا برسم...
آنان با چفيه زخم هايشان را مي بستند... من وقتي چادري مي بينم ياد زخم پهلوي مادرم مي افتم...
آنان با چفيه گريه هاي خود را مي پوشاندند... من در مجلس روضه با چادر صورتم را مي پوشانم و اشک هايم را به چادرم هديه مي دهم...آنان با چفيه زندگي مي کردند... من بدون چادرم نمي توانم زندگي کنم..
*:.نرگس بانو.:*
آنان سرخي خون شان را به سياهي چادرم امانت داده اند... من چادر سياهم را محکم مي پوشم تا امانتدار خوبي براي آنان باشم..
سرچشمه فضيلت ها
سلام , خدا حفظتان کند , ايدکم الله
نگارستان خيال
@};-
محدثه خانوم
عالي بود بانو.... اجرکم عندالله@};-